زیرخاکی - اندر مصاعب انتخاب واحد!

این پست رو اواخر سال ۹۰ نوشته بودم ولی از پست بالایی‌ (بک‌اپ بگیرید) مشخصه که از بین رفته بود. ولی با استفاده از webarchive پیداش کردم. مجددا به خاطر خاطره هایی که از این پست دارم منتشرش میکنم.

امروز دوشنبه اول اسفند، تو شرکت مشغول چک کردن تقویمم بودم که یاد فضای خالی بین کلاس های دیروز افتادم که اتفاقا اولین روز ترم جدید (حداقل برای من) بود. به این فکر میکردم که بین ساعت ۱ تا ۳ چرا من بیکارم؟ چرا بین دوتا از کلاس های من این همه فاصله هست؟ با این که تمام تلاشم رو کردم که بیشترین واحد ممکن رو تو کمترین زمان ممکن بردارم که خیلی دانشگاه وقتم رو نگیره(!) همچین اشتباهی بعید به نظر می رسید. یک جای کار می لنگید. همین لحظه Hotmail calendar گوشیم به نظرم مرجع قابل اعتمادی نمیاد و برای مطمئن شدن برنامه هفتگی رو از سایت دانشگاه چک میکنم. نه! ظاهرا همه چی درسته. برنامه ام رو درست تو تقویم وارد کردم. این ساعت ها خالیه. وایسا ببینم! یک دور واحد ها رو میشمرم و جمع میزنم (به جای اینکه بگردم ببینم کجا جمع واحدهای ترم نوشته شده! ) .. عه ! چرا چهارده واحد؟ من مطمئنم بیشتر درس گرفتم! قطعا ۱۷ واحد گرفته بودم! مطمئنم؟ نکنه مشروط شدم خبر ندارم! برای چند ثانیه خیره میشم به برنامه و فکر میکنم چی کمه!

Oh! sweet lord of the rings ! پس طراحی الگوریتم کو؟ دقیقا خاطرم هست که طراحی الگوریتم هم برداشته بودم! چرا حذف شد؟ باز هم به فکر فرو رفتم که ببینم واقعا طراحی رو چرا حذف کردم؟ اصلا من حذف کردم؟ سریعا لیست واحد های ارائه شده ترم رو باز میکنم. طراحی الگوریتم .. ساعت ۱۷ برنامه خودم رو نگاه میکنم… عه! چرا این ساعت من تاریخ تحلیلی صدر اسلام دارم؟ مگه میشه؟ یعنی من طراحی الگوریتم رو به تاریخ تحلیلی صدر اسلام فروختم، باشد تا رستگار شوم؟ ممکن نیست! احتمالا درس جابجا شده یا به هر دلیلی درس فوق الذکر حذف شده! همون لحظه به جواب سوالی که تمام دیروز فکرم رو مشغول کرده بود ( نه این که چرا الگوریتم ندارم فکرم رو مشغول نکرده بود! ) رسیدم. فهمیدم که چرا من نتونستم طراحی کامپایلر بردارم با این که هم ساعت کلاس هم ساعت امتحان تو برنامه ام خالیه و هر کسی هم که میپرسه چرا کامپایلر بر نداشتی آخرش به این نتیجه میرسم که احتمالا دلیل خوبی داشتم روز انتخاب واحد! بعله. کامپایلر با طراحی الگوریتم تداخل داشت که من نگرفتم و به جایش تاریخ تحلیلی صدر اسلام گرفتم! الان طراحی الگوریتم جابجا شده و میشه هر دو درس رو برداشت. اول خوشحال شدم ولی یادم اومد که دیر اومدن به دانشگاه کار دستم داده و حذف و اضافه تموم شده!

دو دستی بکوفتم من بر ســرم . . . شــدم خــاک بر سر چقدر من خرم

بدین سان پرید دو، ســه واحدی . . . ندامت برایش کم اسـت حتـا وانـتی

ازین ظلم این جانب بیامد ستوه . . . به سـرعـت زنـگیـدم به مـدیر گـروه

که ای حامدا۱ چـه بنـشـسته ای . . . پیج حذف و اضافه را چرا بـسته ای

( جا داره که از ویراستار کتاب ادبیات مدرسه تقدیر کنیم چقد زحمت میکشید بیت ها رو تراز کنه!)

گفتمش عزیز دل، ای استاد گرانبار، ای مغز پسته ی اعصار، ای که هستی در یونی۲ نماد شکوه! ای که با تو وزن میگیرد گروه! ای که هستی اعتبار این سرزمین .. زمانه ندیدیست فردی چنین. مباشد … و استاد حرفم رو قطع میکنه که بسته دیگه کارت رو بگو۳٫

در اینجا می فرمایم که استاد ظاهرا مشکلی پیش آمده و یکی طراحی الگوریتم رو که یقین دارم برداشتم از واحدهای من حذف کرده. تصادفا درسی حذف نکردین آیا؟ فرمودند که خب مرد حسابی آدم حذف و اضافه که میشه برنامش رو چک نمیکنه ببینه چی حذف شد چی اضافه شد؟ شاید یه درسی به حد نصاب نرسید. میفرمایم که خب نه! وقتی آدم انتخاباتش تکمیل میشه، چرا باید دنبال چیزی باشه؟ حذف میکنین یه خبری اسمسی(!) میس کالی، اطلاعیه ای چیزی نمیزنین چرا!؟ خلاصه بدین صورت بحث کردیم تا اینکه فرمودند چهار- شنبه بیا درست میکنیم. برای کساییه که حذف و اضافه شون به مشکل برخورده. یادت نره که پنج شنبه بشه دیگه نمیشه! ذوق فرمودم و دستت درد نکنه ای گفتم و قطع نمودم

خلاصه ازین ماجرا جان سالم به در بردیم اما هنوز درگیر این مساله ام که ضعف سیستم انتخاب واحد دانشگاه چقدر عمیقه. البته این یک مورد بسیار بسیار کوچیکه که حذف درس Notification نداره مثل اینه که جاده خاکی باشه بگیم چرا وسطش خط نداره ! خب اول باید آسفالت شه. بمند مشکلات بی شمار سیستم انتخاب واحد که با فناوری سال ۱۹۹۹ نوشته شده و با آنلاین شدن۸۰۰ نفر کاملا Down میشه!

از آنجا که من یک فرشته ام(!) بر آن شدم که در اولین فرصت. به محض تمام شدن پروژه ای که بنرش را در بالای وبلاگ میبینید موسوم به “EMS” و فارغ شدن از درگیری های اون، پروژه سیستم جامع مدیریت مراکز آموزشی که انتخاب واحد و تخصیص کلاس ها بخشی از اون هست و ایده های بسیار برای اون در نظر دارم و حتا قسمتی از اون رو نوشتم رو استارت بزنم. در حدی که چیزی باشه که نپذیرفتن و مقاومت در برابر اون برای هر دانشگاهی (با در نظر گرفتن قیمت سیستم که امیدوارم توان مالی برای رایگان عرضه کردنش رو داشته باشم ) سخت باشه. واقعا پروژه بزرگی خواهد بود میدونم که سنگ بزرگیه ولی مطمئنم که کاری نمیکنم مگه اینکه perfect انجامش بدم.

نخندین ! رایگان عرضه کردنش یکم سخته ولی خیلی رایجه در دنیا. معمولا خیلی از سرویس های تجاری برای NGO ها و مراکز آموزشی و خیریه رایگان عرضه میشه. غیر از ایران که تا مشتری دانشگاه میشه. کیفیت کار همکاران گرامی به صفر میل میکنه و قیمت به بی نهایت! دانشگاه جایی شده برای تیغ زدن. همه حتا خود ما با این همه ادعای فرشتگی و فرهیختگی(!) برای مناقصه دانشگاه آزاد چند میلیون تومنی به قیمت عرف اضافه میکنیم که احیانا کلاه نره سرمون و پیشنهاد در شان دانشگاه باشه و یوخت فکر نکنن ما کم الکی هستیم!

———– پ.نz : ———–

۱- مدیر گروهمان! “حامد. ر” که گاهی با او پسرخاله می شویم! ۲- Univercity! ( الان یکی کامنت میذاره که university درسته ولی اهل دل میدانند که منظور چیه!) ۳- این دقیقا مکالمه ای نیست که رد و بدل شده. در اصل و از ریشه بافته ی ذهن من و دوستان گرامی می باشد. یعنی متاسفانه دوستان فکر میکنن رابطه ما (من و مدیر گروه مربوطه) بدین سان شکل گرفته و اصطلاحا بر اصل پاچه خاری استوار است شوربختانه! مکالمه واقعی نهایتا این است: (سلام استاد خوبین، یه اتفاقی افتاده ظاهرا … )

نوشته شده در January 29, 2012